درباره نویسنده
رشیدرمضانپور
کسانیکه از من متنفرند سپاسگذارم .آنها مراقوی ترمیکنند.از کسانیکه مرادوست دارند ممنونم.آنهاقلب مرا بزرگ میکنند.از کسانیکه مراترک میکنند متشکرم.آنان به من می آموزندکه هیچ چیز تاابدماندنی نیست.ازکسانیکه بامن میمانندسپاسگذارم آنان به من معنای دوست واقعی رانشان میدهند.(کوروش کبیر)
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • رشیدرمضانپور
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • شعری از فردوسی در مورد کوروش کبیر
  • 'گزیده ای از سخنان کوروش
  • سخنان بزرگان جهان در مورد کوروش کبیر
  • اخرین سخنان کوروش به هنگام در گذشت
  • ثروت کوروش
  • گزیده ای از سخنان کوروش کبیر
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • شهریور ٩٠
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



کوروش کبیر
شعری از فردوسی در مورد کوروش کبیر
نویسنده: رشیدرمضانپور - جمعه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳٩۱

در این خاک زرخیز ایران زمین              نبودند جز مردمی پاک دین

 

همه دینشان مردی و راد بود              کزان کشور آزاد و آباد بود

بزرگی به مردی و فرهنگ بود            گدایی در این بوم و بر ننگ بود

از آن روز دشمن به ما چیره گشت      که ما را روان و خردتیره گشت

از آن روز این خانه ویرانه شد               که نام آورش مرد بیگانه شد

بسوزد گرت در آتش جان و تن             به از بندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگیست                   دوصد بار مردن به از زندگیست

               فردوسی

نظرات ()



'گزیده ای از سخنان کوروش
نویسنده: رشیدرمضانپور - یکشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳٩٠

 

فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.

 

باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

 

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر مشورت کن.

.

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم

 

من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم

 همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند

 

حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید.

 

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

 

 هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است.

 

به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست به انچه دستور میدهم عمل کنید.

 

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند.

 

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوهایا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلمرا ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.

 

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

 

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

 

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است.

 

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.

 

 اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

 

 همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

 

 تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

 

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.

 

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

 

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

 

 

من یاور و یقین  دارم و با عدالتم  زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم راسربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.

 

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

 

.

نظرات ()



سخنان بزرگان جهان در مورد کوروش کبیر
نویسنده: رشیدرمضانپور - شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٠

پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان

در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او دربنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه وکشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است ازشگفتی های اوست

 

دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی– تمدن ایران باستان :

این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بودزیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشیخود را مظهر صفات(خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیربشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند.

 

آلبر شاندور– کورش بزرگ :

شاهنشاهی ایران که پایه گذار او کورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد.بلکه عکس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد. پارسیها با مساعدت یکدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت وشکوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند.که نشان نبوغ و نژاد پاک آنان است. نژادی که حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریکی نشان میدهد . آناندرخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند که برای آیندگان نیز خواهد ماند

 

ژنرال سرپرسی سایکس

خوش زبانی او از پاسخی که در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشکار است. مطالب کتابمقدس(تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند که کورش باستانی سزاوار لقببزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند. ما نیز میتوانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریائی که سرگذشت اش بر تاریخ روشن است صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است ژنرال سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه کورش بزرگ من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده ام ، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته رایادآورده شده ام که زیارت آمارگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من درگمانم که آیا برای ما مردم آریائی(هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیاد گذاردولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد

 

سرپرسی سایکس– تا ایران باستان :در شاهنشاهی کورش زیبایی– مردانگی – شجاعت – قهرمانیت – عدالت به عیان دیده شده است .وی هیچگاه عیاشی نکرد. کاری که اکثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی که داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افکاری داشت که به راستی متعلق به تاریخ نبوده است .کورش یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است. او ابتدا پادشاه سرزمین کوچکی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آکنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد که در کل جهان بی سابقه بود. این بدین دلیل بود که تاکنون هیچ کشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقایددیگران کل خاورمیانه را تصاحب کند. او هیچ گاهخوشگذران و تن آسایی نکرد.هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می کرد.کاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش درچند نسل شاه پارسیان بودند.کورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود. من سه بار تا کنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت کنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم

 

افلاطون– قوانین ( 477 تا 347 پیش از میلاد ) :

پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. در زمان او ( کورش بزرگ )فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند وآنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میکردند.مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شرکت میکردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میکرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت.

 

هرودوت– تاریخ هرودو ت( 484 تا 425 پیش از میلاد ) :

هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران ویونان نوشتم تاکردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشودکورش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او راستایش مینمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبالمیکردند.

 

هارولد لمب دانشمند امریکایی– کورش بزرگ :


در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به کردار نیک–گفتار نیک– پندار نیک سوگند یاد میکردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان . کهاین امر در صدهها نبرد آنان به وضوح دیده میشود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است.

 

گزنفون– کوروپد ا ی ( 445 پیش از میلاد ) :

مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میکرد . این رسوم ودینداری آنان هنوزدر زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود. از صفتهای برجسته دیگرکورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود.سه دلیل را برایش پیدا کردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است .کورش نابغه ای بزرگ– انسانی والا منش – صلح طلب و نیک منش بود . او دوست انسانها و طالبعلم و حکمت و راستی بود. کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتحنمیدهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شوداو برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند وانسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عامکشور نمی کرد. او ملتهای مغلوب راشیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند. او برترین مردتاریخ– بزرگترین – بخشنده ترین – پاک دل ترین انسان تا این زمان بود .کنت

 

دوگوبینو فرانسوی– ایران باستان :

شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت. او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت که تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد.نیکلای دمشقی کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت. این دانش را نزد مغان زرتشتیآموخته بود.

 

پرفسور کریستن سن ایران شناس– استاد زبان اوستایی و پهلوی :

شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه“جوان مرد” بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده میشده. در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان کشورهایدیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده. که این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است .

 

آلبر شاندور فرانسوی– شاهنشاهی کورش بزرگ :

کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود. برای کسی کهدشمن خودش بود. او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ وکشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است ودر آنجا تاجگذاری نمود. او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه تکه کردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد

 

 

پرفسور گیریشمن– ایران از آغاز تا اسلام :

کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد. کورش سرداری بزرگ ونیکوخواه بود. او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود. او شهر ها را ویران نمینمود و قتل عام و کشتار نمی کرد. ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورشتسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند .

کنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران( مورخ فرانسوی ) :

تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت

– در افکارمیلیونها مردم جهان بوجود آورد. من اذعان میدارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهانشده اند کورش در صدر انها قرار دارد. وتا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است. قوانینی که او صادر کرد

 

ویل دورانت– تاریخ تمدن ویل دورانت – مشرق زمین :

کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر مینامند. او کرزوس را پساز شکست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت ویهودیان در بند را آزاد نمود. کورش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیتداشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت .

کلمان هوار– تمدن ایرانی :

کورش بزرگ در سال550 قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی وشگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی بهدنیا ندیده بود. کورش سرداری بزرگو سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خودکرد. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد . برای احترام به مردمان کشورهایدیگر معابدشان را بازسازی کرد. وی پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خودرا بر ملل مغلوب تحمیل ننمود

 

مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی-کورش بزرگ ( عباس خلیلی ) :

کورش همان ذوالقرنین قرآن است. وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را بهمردمان ایران و جهان هدیه داد. سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگادوجود دارد.

 

دیودوروس سیسولوس( 100 پس از میلاد ) :

کورش پسر کمبوجیه و ماندان در دلاوری و کارآیی خردمندانه حزم و سایر خصائص نیکو سرآمد روزگار خود بود. در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردار نسبت به زیر دستان به مهر وعطوفت رفتار میکرد. پارسیان او را پدر می خواندند .


دکتر جهانگیر اوشیدری– دانشنامه مزدیسنا :

کورش به سال559 قبل از میلاد بر اریکه شاهنشاهی بنشست و در سال 529 قبل از میلاد وفات یافت .پس از تسخیر بابل با مردمان شکست خورده بامهربانی رفتار کرد و اسیران یهودی را که بخت النصر ازفلسطین به آن شهر آورده بود آزاد کرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند. او فرمانی صادر کرد کهمعبد اورشلیم را که بخت النصر ویران کرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی کنند. کورش را درپارسه گرد که امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاک سپردند. او از مردان بزرگ تاریخ جهان استزیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیکی ستایش کرده اند. اوپادشاهی سیاستمدار – شجاع –

با فتوت– با عزم و اراده – با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت .شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت. او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانیاو زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است.

اخیلوس( آشیل ) شاعر نامدار یونانی – تراژدی پارسه :

کورش یک تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوس داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.


 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.


 

 

 

 

.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات ()



اخرین سخنان کوروش به هنگام در گذشت
نویسنده: رشیدرمضانپور - جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳٩٠

فرزندان من. دوستان من. اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته ام. من آنرا با نشانه های آشکار

دریافته ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید. کام من این است که این احساس در اعمال

و رفتارشما مشهود باشد. زیرا من هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت یار بوده ام همیشه

نیروی من افزونگشته است. آنچنانکه هم امروز نیز احساس نمیکنم که از هنگام جوانی

ناتوان تر شده ام.من دوستان را به خاطر نیکوییهای خود خوشبخت و دشمنانم را

فرمانبردار دیده ام زادگاه من قطعه کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون با افتخار و بلندپایه

باز میگذارم. در این هنگامکه به دنیای دیگر میگذرم، شما و میهنم را خوشبخت میبینم 

و از اینرو میل دارم که آیندگان نیز مرامردی خوشبخت بدانند.فرزندانم! من شما را از

کودکی چنان تربیت کرده ام که پیران را آزرم (شرم)دارید و کوشش کنید تاجوانتران نیز از

شما آزرم بدارند.تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین سلطنتی، تخت و تاجت را نگاه

خواهد داشت، دوستان صمیمی برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند.

هرکس باید برای خویشتن، دوستان یکدل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری

به دست نتوان آورد.بهنام خدا و نیاکان درگذشته، ای فرزندان اگر میخواهید مرا شاد کنید

 نسبت به هم آزرم بدارید.پیکر بیجان مرا هنگامی که دیگر در این دنیا نیستم در میان

سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک بازدهید. چه بهتر از اینکه انسان به خاک 

که اینهمه چیزهای نغز و زیبا میپرورد آمیخته شود.من همواره مردم را دوست داشته ام و

اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت میبخشد آمیخته

شوم.اکنون احساس میکنم جان از پیکرم میگسلد…اگر از میان شما کسی میخواهد 

دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد. تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامیکه روی 

خود را پوشانده ام از شما خواستارمکه پیکرم را کسی نبیند حتی شما فرزندانم از

تمام  پارسیان ومتحدان بخواهید تا برآرامگاه من حاضر شوند و مرا از اینکه دیگر از

هیچگونه بدی رنج نخواهم برد، درود فرستند.به آخرین اندرز من گوش فرا دارید اگر

میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید. به دوستان خود نیکی ورزید.

 

.بدرود دوستان و فرزندان

 

نظرات ()



ثروت کوروش
نویسنده: رشیدرمضانپور - جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳٩٠

زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی

 

 داری وهمه را به سربازانت میبخشی؟کوروش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی

 

بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟! کزروس عددی رابا معیار آن زمان گفت کورش یکی از

 

سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا

 

نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در

 

توان داشتند برای کوروش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند،

 

از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بودکوروش رو به کزروس کرد و گفت

 

: ثروت من اینجاست. اگر آنهارا پیش خود نگه داشته بودم، همیشهباید نگران آنها بودم

 

. زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهرهاند مثل این میماند که تونگهبان

 

پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد.

 

 

!

نظرات ()



گزیده ای از سخنان کوروش کبیر
نویسنده: رشیدرمضانپور - پنجشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳٩٠

گزیده ای از سخنان کوروش کبیر

فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.

 

باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

 

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر مشورت کن. 

.

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم

 

من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم

 همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند

 

حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید

 

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید

 

 هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است

 

به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست به انچه دستور میدهم عمل کنید

 

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند

 

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوهایا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلمرا ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

 

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند

 

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید

 

.آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است

 

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.

 

 اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

 

 همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

 

 تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

 

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.

 

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

 

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

 

.

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم راسربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.

 

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

 

.

 

.

 

.

 

.

.

نظرات ()